۱۴۰۰ شهریور ۱۳, شنبه

دو رکن اصلی آموزش و پرورش کشور در فقر مطلق هستند

 




بدلیل نبود عدالت در آموزش حداقل ۵ میلیون دانش آموز از تحصیل بازمانده‌اند

با شیوع کرونا و جدی شدن آن از ابتدای سال ۹۹ مدارس کشور تعطیل شد. آموزش مجازی با همه پیچ و خم‌هایش بحرانی را در خانواده‌های فقیر آغاز کرد.

طبق آمار رسمی ۳.۵ میلیون دانش‌آموز تبلت و گوشی هوشمند برای ادامه آموزش  ندارند. به گفته کارشناسان امور آمار واقعی حداقل ۵ میلیون دانش‌آموز است. در مناطق روستایی اگر دانش‌آموز به گوشی و یا تبلت هم دسترسی داشته باشند، مشکل بعدی داشتن آنتن برای وصل بود. بسیاری از دانش‌آموزان مجبور به رفتن به نقاط مرتفع هستند تا بتوانند به آموزش مجازی وصل شوند. این مشکلات باعث عقب ماندن بسیاری از دانش‌آموزان و در نهایت ترک تحصیل آنهانها شد.

انتظار عدالت آموزش از این حکومت نمی‌توان داشت

آموزش و پرورش

ایلنا ۱۲شهریور ۱۴۰۰ صحبتهای یک پدر در این رابطه را منعکس کرده است. وی میگوید: «دو سال تمام است که دو فرزند محصلم سر استفاده از این گوشی بی‌کیفیت با هم جنگ و جدال دارند. نکته دردناک این است که من در این دو سال نتوانسته‌ام لااقل یک تبلت ساده بخرم تا بچه‌هایم راحت‌تر درس بخوانند.»

در حکومتی که بنیان آن بر چپاول و سرقت اموال مردم نهاده شده نمی‌توان انتظار عدالت آموزشی داشت. در یک سمت مدارس سران حکومت است که به گفته روزنامه شرق ۳۰ خرداد ۹۷  شهریه آنها بالای ۱۰۰ میلیون تومان است. در سوی دیگر کودکان فقیری هستند که حتی توان تهیه یک تبلت ساده برای آموزش را ندارند.  اولیا  آنها همواره باید شرمنده کودکان‌شان باشند.

کرونا در نبود یک حکومت مردمی تنها جان مردم را به غارت نبرد، بلکه روح و روان آنها را با فقر آزرده کرد. کودکان زودتر از زمان، با طمع تلخ فقر آشنا شدند و بسیاری مجبور به ترک تحصیل شدند.

معلمان در زیر خط فقر هستند

رکن دوم آموزش هم که معلمان باشند نیز از ستم سران حکومت بی بهره نیستند. در حال حاضر میانگین دریافتی معلمان در بهترین حالت کمتر از ۶ میلیون تومان است. این درحالی است که خط فقر بیش از ۱۰ میلیون تومان است. تورم و افزایش روزانه هزینه، تامین معیشت برای معلمان را سخت کرده است. بسیاری از معلمان برای تامین هزینه‌های زندگی نیاز به شغل دوم و یا اضافه کاری دارند.  در حال حاضر مهم‌ترین دغدغه یک معلم مشکلات مالی و تامین هزینه‌های زندگی است.

یک معلم مشکلاتی که برای تامین هزینه‌های زندگی با آن روبرو است را شرح داده است. وی می‌گوید: «از این مدرسه به آن مدرسه می‌دویم اما حداقل حقوق ساعتی وزارت کار را با ماه‌ها تاخیر می‌گیریم. شما هزینه یک وعده غذای گرم روزانه را در ماه حساب کنید که چقدر می‌شود. معلمی که «نان» ندارد چطور درس بدهد؟!»

مانع اصلی در مقابل آموزش کشور سران حکومت هستند

بازگشایی مدارس در شرایطی است که دو رکن اصلی آموزش کشور یعنی معلم و دانش‌آموز در فقر مطلق بسر‌ می‌برند. سران حکومت بی‌توجه به مشکلات آنها فقط در فکر چپاول بیشتر مردم هستند. این درحالی است که همه معلمان دوست دارند در کلاس‌های استاندارد درس بدهند و حقوق مکفی دریافت کنند. دانش‌آموزان هم انتظار دارند که بتوانند بدور از تبعیض و فقر به تحصیل خود ادامه دهند. محقق کردن این آرزوها با  بودن این نظام امکان پذیر نیست. تنها با برداشتن مانع اصلی می‌توان به محقق کردن این آرزوها امید داشت. مانع اصلی هم با کنار زدن و سرنگون کردن این نظام امکان پذیر است.

هیچ نظری موجود نیست: